تبليغاتX
یک فنجان چای داغ (A Cup Of Hot Tea)
زندگی،جیره ی مختصریست؛مثل یک فنجان چای؛و کنارش عشق است،مثل یک حبهء قند.زندگی راباعشق،نوش جان بایدکرد
گفته شده به این تست شک نکنید.

گفته شده این آخرین و استانداردترین تست شخصیت شناسى است که این روزها در اروپا بین روانشناسان در جریان است. پاسخهایش هم اصلاً کار دشوارى نیست.

گفته شده کافى است کمى به خودتان رجوع کنید. یک کاغذ و قلم هم کنار دستتان باشد و جوابی را که انتخاب می کنید یادداشت کنید که بتوانید امتیازهایى که گرفته اید جمع بزنید. حاضرید؟

پس شروع کنید:

خودتان ببینید و قضاوت کنید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت   توسط دکترمحمد تقی صالح طبری  | 

علی دایی اسطوره همیشگی فوتبال ایران و سرمربی فعلی راه آهن حرفهای جالبی درباره تصادفش دراواخر سال ۹۰ ، وضعیت پرسپولیس و همچنین شرایط تیم ملی در زمان سرمربی گریش زده که خواندنش خالی از لطف نیست :

دایی: التماس کردم اما فدراسیون با آدیداس قرارداد نبست

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت   توسط دکترمحمد تقی صالح طبری  | 

رفتار و طرز برخورد، شالوده و پایه ی موفقیت است. یک انسان سخاوتمند با رفتار و منشی مثبت مطمئناً کامیاب خواهد شد.

 اگر رفتارمان را تغییر دهیم، ادراکمان، اعمالمان و زندگی مان را تغییر داده ایم؛ و با تغییر تک تک زندگی ها، دنیا تغییر خواهد کرد. در این جا 30 نوع کار را عنوان می کنیم که هر کدام فقط 30 ثانیه زمان می برد. تصور کنید اگر میلیون ها یا میلیاردها ها انسان روی زمین اگر فقط یکی از این کارها را انجام بدهند، دنیا چطور تغییر می کند! به همین دلیل سعی کردیم راههای جدیدی برای رشد و پیشرفت شخصی خودمان را یادآور شویم که می توانیم در کمتر از 30 ثانیه آن ها را انجام دهیم.

بقیه درادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1391ساعت   توسط دکترمحمد تقی صالح طبری  | 

بامرگ سیمین دانشور بانوی قصه نویس ایرانی ،خالق رمان بی نظیر سووشون ،جدایی او از همسرش جلال آل احمد پایان یافت .روح هردو شاد
+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1390ساعت   توسط دکترمحمد تقی صالح طبری  | 

 

شعری زیبا در وصف میلاد پیامبر خوبیها حضرت محمد (ص)

ای مقتدای عالم هستی محمدا!

طعم شراب ساغر مستی محمدا!

آیینه‌ خدای احد شهریار حسن

همسایه‌ صدای خداوندگار حسن

هم‌صحبت تبسم زیبای کردگار

پروردگار سفره‌ دنیای کردگار

زیباترین ترانه‌ عالم جمال توست

حق ذوالجلال از سر خط جلال توست

بقیه درادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1390ساعت   توسط دکترمحمد تقی صالح طبری  | 

به یادسفر حج ۸۴ ...

دلم گرفته  ای دوست ! هوای گریه با من

گر از قفس گریزم ، کجا روم ، کجا ، من ؟

کجا روم ؟ که راهی به گلشنی ندانم

که دیده بر گشودم  به کنج تنگنا  من

نه بسته ام به کس دل ، نه بسته کس به من  نیز

چو تخته پاره بر موج ، رها ، رها ، رها ، من

زمن هر آنکه او دور ، چو دل به سینه نزدیک

به من هر آنکه نزدیک ،  ازو جدا ، جدا ، من !

نه چشم دل به سویی ، نه باده در سبویی

که تر کنم گلویی ،  به یاد آشنا ، من

زبودنم چه افزود ؟ نبودنم چه کاهد ؟

که گویدم به پاسخ  ، که زنده ام چرا من ؟

ستاره ها نهفتم ، در آسمان ابری

. دلم گرفته ، ای دوست ! هوای گریه با من .....

                                                                       ( سیمین بهبهانی )

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1390ساعت   توسط دکترمحمد تقی صالح طبری  | 

داستاني کوتاه و بسیار زیبا
در روز اول سال تحصيلى، خانم تامپسون معلّم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبت هاى اوليه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت که همه آن ها را به يک اندازه دوست دارد و فرقى بين آنها قائل نيست. البته او دروغ مي گفت و چنين چيزى امکان نداشت. مخصوصاً اين که پسر کوچکى در رديف جلوى کلاس روى صندلى لم داده بود به نام تدى استودارد که خانم تامپسون چندان دل خوشى از او نداشت. تدى سال قبل نيز دانش آموز همين کلاس بود. هميشه لباس هاى کثيف به تن داشت، با بچه هاى ديگر نمي جوشيد و به درسش هم نمي رسيد. او واقعاً دانش آموز نامرتبى بود و خانم تامپسون از دست او بسيار ناراضى بود و سرانجام هم به او نمره قبولى نداد و او را رفوزه کرد.
امسال که دوباره تدى در کلاس پنجم حضور مي يافت، خانم تامپسون تصميم گرفت به پرونده تحصيلى سال هاى قبل او نگاهى بياندازد تا شايد به علّت درس نخواندن او پي ببرد و بتواند کمکش کند.

معلّم کلاس اول تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز باهوش، شاد و با استعدادى است. تکاليفش را خيلى خوب انجام مي دهد و رفتار خوبى دارد. "رضايت کامل".

بقیه درادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت   توسط دکترمحمد تقی صالح طبری  | 

فرارسیدن ماه محرم ،ماه آزادگی و دلدادگی به معبود ...ماه عباس علمدار و عاشقی تعزیت باد

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1390ساعت   توسط دکترمحمد تقی صالح طبری  | 

تقدیم به دوست عزیزم نیما !

وقتی مورینیو در بارسلونا مترجم بود و گواردیولا بازیکن

مورینیو و گواردیولا که حالا هر دو در قالب سرمربی دو تیم بزرگ اسپانیا رودرروی هم قرار می گیرند زمانی در بارسلونا مشغول به کار بودند.در آن زمان مورینیو مترجم سر بابی رابسون بود و گواردیولا هم مدافع تیم بارسلونا.

 

مورینیو

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390ساعت   توسط دکترمحمد تقی صالح طبری  | 

آبی ها قبلا 5تايي‌ها بودند
1 - قبل از پرسپوليس و استقلال، مهم‌ترين شهرآورد فوتبال ايران شهرآورد شاهين – تاج بود. تا سال 46، حدود 25 بازي بين دو تيم برگزار شد. مهم‌ترين و بهترين نتيجه ثبتي تا آن زمان برد 5-2 تيم شاهين برابر تاج در سال 1341 بود. اين بازي 49 سال قبل برگزار شد. آبي‌ها قبلا پنج‌تايي بودند.
مصطفوي اين‌گونه پرسپوليسي شد
2 - داريوش مصطفوي قصد خداحافظي از فوتبال را داشت كه در سال 49 به‌دليل كمبود بازيكن در پرسپوليس به جمع سرخپوشان آمد. دو سال براي پرسپوليس بازي كرد و در اين مدت چنان عملكرد خوبي داشت كه پرويز دهداري يك سال بعد او را بار ديگر بعد از سه سال دوري، به تيم ملي فوتبال دعوت كرد.
واقعيت تاريخ
3 - وقتي پرسپوليسي‌ها در سال 48 به پيكان رفتند در مسابقات باشگاه‌هاي تهران 2-صفر تاج سابق را بردند. در همان سال تيم پرسپوليس جوان هم در مسابقات 48 تهران به تاج سابق يك – صفر باخت. اگر بخواهيم واقعيت‌هاي بازي بين پرسپوليس و استقلال را مرور كنيم، بايد بازي پيكان و تاج را به تنگ جدول نتايج تاريخي بين دو تيم بزنيم!
اولين بردهاي تاريخي
4 - پرسپوليس، از سال 47 تا 50 برابر استقلال، هفت بازي انجام داد و يك‌سره برابر حريف ناكام ماند. از سال 50 به بعد بود كه سرخپوشان، شروع به برد كردند. اولين برد استقلال در مرداد 48 صورت گرفت. آبي‌ها 3-يك پرسپوليس را بردند. اولين برد پرسپوليس هم در بهمن 50 اتفاق افتاد و سرخپوشان 4-يك حريف را بردند.
بر عكس تاريخ
5 - روز 16 شهريور سال 52، پرسپوليس برابر استقلال 6-صفر برنده شد. وضعيت به گونه‌اي بود كه همه تصور مي‌كردند، استقلال برابر پرسپوليس برنده مي‌شود. وضعيت دو تيم و ملي‌پوشان آنها به گونه‌اي بود كه برد استقلال ملموس‌تر به نظر مي‌رسيد، ولي استقلال در يك روز تاريخي به حريف 6-صفر باخت.
استقلالي‌ها تركاندند
6 - همه فكر مي‌كردند كه در بازي ارديبهشت 56، پرسپوليس برابر استقلال جوان و كم‌مهره، يك برد پرگل ديگر را تكرار مي‌كند اما برعكس، پرسپوليس پرستاره برابر استقلال با نتيجه عجيب 3-صفر بازنده شد. اتفاقي كه منجر به بركناري مرحوم منصور اميرآصفي شد.
روز ننگ شاه
7 - قرار بود بازي رفت دو تيم در مسابقات ليگ ششم تخت‌جمشيد در روز 17 شهريور سال 57 بين دو تيم پرسپوليس و استقلال برگزار شود، اما انجام بازي به علت اعلام حكومت‌نظامي در دولت جعفر شريف امامي ممكن نشد. بلافاصله مردم به خيابان‌ها ريختند و حادثه كشتار مردم در 17 شهريور 57 اتفاق افتاد. داستان 17 شهريور افتخار ما و 17 شهريور روز ننگ شاه را كه به ياد داريد؟
ياد هروس به خير
8 - هروس باغوميان بازي آبان‌ماه 58 دو تيم را سوت زد، ديداري كه دوستانه و براي بزرگداشت مرحوم علي‌دانايي‌فرد برگزار شد كه تازه به رحمت خدا رفته بود. ديدار دو تيم در دقيقه 75 به علت هجوم تماشاگران به داخل ميدان نيمه‌كاره ماند. آن‌وقت‌ها هم مد بود كه هر اتفاق بدي در سطح جامعه رخ مي‌داد همه آن را گردن ضدانقلاب مي‌انداختند. به‌هرحال هروس باغوميان، دو سال قبل در آمريكا درگذشت.
آخرين خداحافظي
9 - بازي پرسپوليس و استقلال سال‌هاست كه به زحمت در ليگ برگزار مي‌شود چه برسد به بازي دوستانه! در تيرماه سال 59 با تلاش جعفر كاشاني ياران دو تيم پرسپوليس و استقلال، به مصاف هم رفتند. در جمع ياران دو تيم كساني بودند كه فوتبال را چندسالي بود كنار گذاشته و تنها به حرمت نام صفر ايرانپاك به ميدان آمدند. ايرانپاك قرار بود، در تيرماه سال 59 از فوتبال خداحافظي كند و بر همين اساس ياران دو تيم فوتبال پرسپوليس و استقلال به مصاف هم رفتند و با هم به تساوي بدون گل رسيدند. البته قبل و بعد از آن، چندبار ياران دو تيم پرسپوليس و استقلال در جريان ديدارهاي رسمي سرخابي از فوتبال خداحافظي كردند كه از آن جمله مي‌توان به «جعفر كاشاني»، «محمد دادگان» و «فرشاد پيوس» اشاره كرد.
برويد از خودشان بپرسيد
10 - اين سند را براي اولين‌بار رو مي‌كنيم. پرسپوليس برد 6-صفر خود برابر استقلال را 11 سال بعد در زمين گود شهرزاد و در جريان يك ديدار دوستانه در زمين 9-9 تكرار كرد. البته چند نكته اين بازي غيرطبيعي بود، از آن جمله تعداد نفرات داخل ميدان كه 9 نفر بودند و بازي ناصر حجازي در خط حمله آبي‌پوشان كه باعث شد همه‌چيز كمي غيرطبيعي جلوه كند....در این بازی....

بقیه در ادامه ی مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390ساعت   توسط دکترمحمد تقی صالح طبری  | 

با آرزوی قبولی طاعات و عبادات همه مومنین و مسلمین عید سعید فطر بر همه ی عزیزان مبارک باد

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم شهریور 1390ساعت   توسط دکترمحمد تقی صالح طبری  | 

مارادونا

جام‌جهاني 1986 مكزيك با نام اعجوبه فوتبال آرژانتين، ديه‌گو آرماندو مارادونا در حافظه تاريخي علاقه‌مندان به فوتبال ثبت شده است. نابغه‌اي كه تا قبل از بازي فينال پنج‌گل از مجموع 11گل به ثبت‌رسيده آرژانتين و كل چهار‌گل اين تيم از مرحله يك‌چهارم نهايي به بعد – از جمله دو گل تاريخي به انگليس – را به نام خود ثبت كرده بود. از طرفي ديگر صعود ژرمن‌ها تا فينال، درست نقطه مقابل صعود قاطعانه ياران مارادونا بود. شكست 2 بر صفر در مقابل دانمارك در مرحله گروهي و صعود به دور حذفي به عنوان تيم دوم گروه، مردان فرانتس بكن‌ بائر را در قواره يك مدعي جدي فتح جام نشان نمي‌داد.‌ آلمان در دور اول مرحله حذفي با گل دقيقه 90 لوتار ماتيوس جوان موفق به حذف مراكش اولين تيم‌ آفريقايي صعودكننده از دور گروهي شد وتوانست به يك‌چهارم نهايي صعود كند. جوان اول آلمان در خط مياني كه يك هافبك دونده و با انرژي بود در ديدار فينال، مامور مهار ستاره بي‌بديل جام شد. از بد اقبالي ماتيوس، شرايط مارادونا به گونه‌اي بود كه بازيكني غيرقابل مهار جلوه مي‌كرد!
اعجوبه فوتبال دنيا كه در 86 مكزيكوسيتي به طرزي شگفت‌انگيز و يك‌تنه آرژانتين را به ديدار فينال رسانده بود، خود را بدل به رقيبي جدي براي پله افسانه‌اي براي كسب عنوان بهترين بازيكن قرن كرده بود! حالا ماتيوس جوان و باانگيزه بايد چنين بازيكني را مهار مي‌كرد. كسي كه اگر گل هم نمي‌زد با پا‌هاي اعجاب‌انگيز خود شرايطي را براي هم‌تيم‌هايش در مقابل دروازه‌ رقبا ايجاد مي‌كرد كه چاره‌اي به جز گلزني برايشان باقي نمي‌ماند! قيصر فرانتس كه با حذف فرانسه پرستاره و پراميد، آلمان را به فينال جام‌جهاني 86 مكزيك رسانده بود و در نيمه‌نهايي خط مياني رويايي خروس‌هاي آبي را از كار انداخته بود، حالا وراي مهار اعجوبه‌اي به نام مارادونا چاره كار را در يارگيري نفر به نفر ديد و براي اين‌كار، همان‌طور كه ذكر شد لوتار ماتيوس را مامور اين كار خطير كرد. بكن باير قبل از فينال از هافبك جوان و دونده تيمش خواسته بود تمام انرژي و تمركز خود را صرف از كار انداختن مارادونا كند. قيصر خطاب به ماتيوس گفته بود كه هيچ كار ديگري در اين ديدار از وي نمي‌خواهد و زماني كه توپ را از مارادونا گرفت به فكر بازي‌سازي نبوده و صرفا توپ را از اعجوبه دور كند! بله، توپ نبايد به مارادونا مي‌رسيد چرا كه وي هنگام در اختيار داشتن توپ هر كاري اراده مي‌كرد انجام مي‌داد! لوتار ماتيوس 84 دقيقه موفق به انجام دستور قيصر فرانتس شد ولي يك لحظه غفلت يا به عبارت بهتر اسير شدن در برابر نبوغ مارادونا باعث شد تا وي نتواند ماموريت خود را تا پايان فينال انجام دهد! توپ روي قوس‌ مياني زمين تيم آلمان به سمت مارادونا آمد. لوتار ماتيوس طبق آنچه كه 83 دقيقه انجام داده بود، چسبيده به شماره 10 آرژانتين سعي در مهار وي كرد. يك حركت بدن از مارادونا اما باعث شد تا لوتار ماتيوس به سمتي ديگر رفته و زماني‌كه متوجه شد فريب خورده است، ديگر كار از كار گذشته بود! ماتيوس چرخيد و تا خواست تصميم به گرفتن توپ از مارادونا بگيرد، پاي چپ هنرمند وي را ديد كه توپ را به سمت گوشه چپ محوطه جريمه آلمان پاس داده و خورخه بوروچاگا را با هارولد توني شوماخر در موقعيت تك‌به‌تك قرار داده بود! يك بغل پا از طرف بوروچاگا و ... تمام!
نبوغ ديه‌گو در ورزشگاه آزتك مكزيكوسيتي باز هم به كار آژرانتين آمد و گرچه وي نتوانست در فينال گلي به ثمر رسانده و همراه با گري لينكر در عنوان آقاي گلي شريك شود اما با ارسال پاس گل پيروزي، چشم‌نوازترين بازيكن فينال جام سيزدهم بود. وي عنوان بهترين بازيكن جام را كسب و كفش طلا را دريافت كرد و به عنوان كاپيتان آرژانتين جام را بالاي سر برد تا كشورش براي دومين بار فاتح جام‌جهاني فوتبال شود. ديه‌گوي كبير جام سيزدهم را در دستانش گرفت، دستاني كه خود ديه‌گو آنها را «دست خدا» لقب داده بود!دستي كه گل پيروزي بر انگلستان را بالاتر از دستان پيتر شيلتون به ثمر رساند و مارادونا تا بعدها به آن اعتراف كرد اما آن را هنر خود دانست! پس از بازي فينال قيصر فرانتس، مارادونا را غيرقابل مهار عنوان كرد و ميشل پلاتيني به كساني كه وي را با مارادونا مقايسه مي‌كردند گفت: او را با من مقايسه نكنيد. كارهايي را كه من با توپ فوتبال مي‌كنم، ديه‌گو با يك پرتغال انجام مي‌دهد!

لیونل مسی

ستاره ی بی چون و چرای بازی رفت و برگشت سوپرکاپ اسپانیا ظرف ۴ روز گذشته که کاپ قهرمانی را به طرفداران بارسلونا در سراسر جهان هدیه داد ...اما همین یک ماه اخیر بازیهای بی فروغ لیونل مسی در کوپا آمریکا (جام ملتهای آمریکای جنوبی) باعث حذف آرژانتین شد ...

و یک سوال مهم :

ستاره ی واقعی فوتبال امروز به راستی کیست ؟ لیونل مسی ...یا ژاوی و بازیسازان بارسا ؟؟ 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390ساعت   توسط دکترمحمد تقی صالح طبری  | 

جمعه گذشته بینندگان ورزش  و مردم با بهت و حیرت شاهد دوئل کلامی بین دکترفتح الله زاده و محمد مایلی کهن بودند و با کمال تعجب شاهد رد و بدل شدن کلمه هایی بین این دونفر بودند که اگر از دیگران وقوع این گفتگو بین آنها را می شنیدند اصلا باور نمی کردند !

بویژه محمد مایلی کهن نشان داد که بیش از هر چیز دچار آسیب روحی شده و واقعا به کمک مشاورین روانشناس نیازمند است ...من خودم بارها در هنگامه ی این دوئل نا زیبا و تهوع آور آرزو کردم که ای کاش هرچه سریعتر تماس تلفنی با مایلی کهن قطع شود و این گفتگو ادامه نیابد ...اما مایلی کهن در سرازیری نثار تهمت و ناسزا بود و هیچ چیز حتی حرمت و احترام ماه مبارک رمضان و پخش زنده تلویزیونی و ... جلودار او نبود و سیل تهمت ها را به علی دایی و قلعه نویی و فتح الله زاده و دیگران نثار کرد ...

کاش یکی پیدا شود و به حاجی مایلی کمک کند ...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390ساعت   توسط دکترمحمد تقی صالح طبری  | 

روزی شیخ ابوالحسن خرقانی نماز می خواند. آوازی شنید که: ای ابوالحسن، خواهی که آنچه از تو می ‌دانم با خلق بگویم تا سنگسارت کنند؟

شیخ گفت: بار خدایا ! خواهی آنچه را که از "رحمت" تو می‌دانم و از "بخشایش" تو می‌بینم با خلق بگویم تا دیگر هیچکس سجده‌ات نکند؟

آواز آمد: نه از تو؛ نه از من.



" تذکره الاولیاء عطار نیشابوری "

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم تیر 1390ساعت   توسط دکترمحمد تقی صالح طبری  | 

جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی (م ح 588) از شاعران برجسته دوره سلجوقی ـ خوارزمشاهی و عصر ویرانی اصفهان به خاطر اختلافات مذهبی و سیاسی است. دیوان وی برجای مانده و تركیب بند ذیل از اوست كه به اعتراف بسیاری از ادیبان و شاعران و مورخان اهل ادب بهترین تركیب بندی است كه تاكنون در وصف رسول اكرم (ص) سروده شده است:

ای از بر سدره شاهراهت
وای قبّه ی عرش تكیه گاهت

ای طاق نهم رواق بالا
بشكسته ز گوشه ی كلاهت

هم عقل دویده در ركابت
هم شرع خزیده در پناهت

ای چرخ كبود ژنده دلقی
در گردن پیر خانقاهت

مه طاسك گردن سمندت
شب طرّه ی پرچم سیاهت

جبریل مقیم آستانت
افلاك حریم بارگاهت

چرخ ار چه رفیع، خاك پایت
عقل ارچه بزرگ، طفل راهت

خورده است خدا ز روی تعظیم
سوگند به روی همچو ماهت

ایزد كه رقیب جان خرد كرد
نام تو ردیف نام خود كرد

ای نام تو دستگیر آدم
و ای خلق تو پایمرد عالم

فرّاش درت كلیم عمران
چاووش رهت مسیح مریم

از نام محمّدیت میمی
حلقه شده این بلند طارم

تو در عدم و گرفته قدرت
اقطاع وجود زیر خاتم

در خدمتت انبیا مشرّف
وز حرمتت آدمی مكرّم

از امر مبارك تو رفته
هم بر سر حرفت خود آدم

تا بود به وقت خلوت تو
نه عرش و نه جبرئیل محرم

نایافته عزّ التفاتی
پیش تو زمین و آسمان هم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم تیر 1390ساعت   توسط دکترمحمد تقی صالح طبری  | 

سخن گفتن از شهيدي با ابعاد گوناگون، ‌از اسوه‏اي كه جمع اضداد بود، از آهن و اشك، ‌از شير بيشة نبرد و عارف شب‏هاي قيرگون، از پدر يتيمان و دشمن سرسخت كافران بسيار سخت بلكه محال است.

سخن گفتن از شهيد دكتر مصطفي چمران، اين مرد عمل و نه مرد سخن، اين نمونه كامل هجرت، جهاد و شهادت، اين شاگرد مكتب علي(ع)، اين مالك‏اشتر جنوب لبنان و حمزة كربلاي خوزستان سخت و دشوار است. چرا كه حتي نمي‏توان يكي از ابعاد وجودي او را آنگونه كه هست، توصيف كرد و نبايست انتظار داشت كه بتوانيم تصوير كاملي در اين مختصر از او ترسيم نمايئم، كه مردان و رهروان راه علي(ع) و حسين(ع) را با اين كلمات مادي و معيارهاي خاكي نمي‏شود توصيف نمود و سنجيد.

اين مروري است گذرا و سريع، بر حيات كوتاه اما پرحادثه و سراسر تلاش، ايثار، عشق و فداكاري شهيد دكتر مصطفي چمران.

زندگینامه کامل آن شهید والامقام در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1390ساعت   توسط دکترمحمد تقی صالح طبری  | 

سرگذشت عبرت آموز...

مطلب زیر هم برگرفته از یکی از سایت های سینمایی است که از صحت و سقم آن هم بی اطلاعم ...فقط نظر به جالب بودن آن در ذیل می آید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1390ساعت   توسط دکترمحمد تقی صالح طبری  | 

تصاویر منتخب فینال لیگ قهرمانان

دیشب در فینالی که پیش بینی می شد بارسا پیروز آن باشد سر آلکس فرگوسن نشان داد هرگز به تاکتیکهای ضد فوتبال و ناجوانمردانه ی مورینیو اعتقاد ندارد و اجازه می دهد تیمی که بهتر فوتبال بازی می کند برنده شود تا اینکه به هر نحو ممکن تیمش را ولو به قیمت ناراحتی میلیاردها تماشاگر عاشق فوتبال واقعی برنده کند...فرگوسن این درس را به همه آموخت که فلسفه ی فوتبال لذت بردن از کار گروهی و برنده شدن یک تیم با تلاش دسته جمعی و احترام به تماشاگران است نه برنده شدن به هر قیمت حتی مبارزه با فلسفه ی فوتبال...دیشب منچستر و سر آلکس فرگوسن بازنده نبودند ...بازندگان واقعی مورینیو و امثال او هستند که جز خودخواهی و غرور ار درون زمین فوتبال چیزی برای خود نمی جویند و معتقدند میلیاردها نفر و احساساتشان باید فدا شوند تا آنها پیروز باشند ...

و چه خوب تماشاگران فوتبال ، دیشب پاسخ مورینیو و امثال او را دادند...چرا ؟ چرا ؟ چرا ؟

و درسی که ستاره های فوتبال بارسا در دقایق پایانی فوتبال به همگان دادند این بود ...

احترام و ازخود گذشتگی...

وقتی کارلوس پویول در دقایق پایانی وارد بازی شد ، ژاوی ، ستاره ی بلامنازع بازی دیشب بلافاصله بازوبند را به او اهدا کرد و همگان منتظر بالا رفتن جام با دستان پویول بودند اما این آبیدال بود که جام را بالا برد ... بازیکنی که در ماههای اخیر با بیماری مهلک سرطان مبارزه کرد و پیروز شد...

ژاوی ، پویول و همه ی همبازیان آنها ترجیح دادند لحظه ی جاودان اهدای جام با تصاویر اریک آبیدال در تاریخ ماندنی شود تا اینکه با تصاویر آنها...مقایسه کنید این رفتار را با دعوای بازوبند کاپیتانی در تیم های دیگر...

تصاویر بسیار زیبای فینال را در ادامه مطلب ببینید و لذت ببرید ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم خرداد 1390ساعت   توسط دکترمحمد تقی صالح طبری  | 

امشب فینال لیگ قهرمانان اروپا بین بارسلونا و منچستر یونایتد برگزار خواهد شد . آمار و واقعیتهای فوتبال حاکی از آنست که سقف فوتبال دنیا در بازی امشب قابل مشاهده است و بعید است اگر غیر از این دوتیم تیم های دیگری به فینال می رسیدند می توانستیم از چنین پدیده ای نام ببریم...اما حکایت من چیز دیگری است ...

از سالیان بسیار دور یعنی حدودا از ۶-۲۵ سال پیش تا حالا همواره طرفدار این دو تیم بوده ام و روزهای خوب و بد فراوانی با این تیم ها داشته ام ...بردها و باخت ها و بازی های هیجان انگیز...حتی پیش از آنکه پخش فوتبال های زنده از صدا و سیما این همه فراگیر شود ...قبل از تولد شبکه سه ...پیش از آنکه تلویزیون رنگی مرسوم شود و پیش از خیلی چیز های دیگر ... هفته نامه های کیهان ورزشی و دنیای ورزش که شنبه ها چاپ می شدند و یکشنبه صبح زود باید می رفتیم جلوی دکه ی مفتون صف می ایستادیم و گاهی ناز می کرد وبه هر نفر فقط یکی را می فروخت ... و عصرهای ۵ شنبه که هفته نامه هدف را می خریدیم و سطر سطر آن را می بلعیدیم و یک هفته شب و روزمان را با این سه مجله طی می کردیم...

یادم می آید زمانی را که بازیکنی همچون برایان رابسون دوست داشتنی درمنچستر توپ می زد و کاپیتان این تیم بود...وقتی لی شارپ با شماره ۵ در فینال اتحادیه انگلیس در ورزشگاه قدیمی ویمبلی به کریستال پالاس گل زد و از هیجان از هوش رفت ...آنهم در دقیقه ۵ فینال ... و این آغاز شکوه منچستر با سر آلکس فرگوسن بود...هنوز پوستر منچستر در سال ۱۹۸۵ را که سالها در اتاق منزلمان که محل درس خواندنم برای دبیرستان و کنکور بود را به دیوار چسبانده بودم دارم ...

و بارسلونا...

تیم رویایی یوهان کرایف ... با بازیکنانی همچون هریستو استویچکوف بلغاری...زوبی زاره تای بزرگ ... رونالد کومان هلندی با آن شوت های عجیب و غریبش...باکروی با تکنیک ...میشل لادروپی که هرگز به توپ نگاه نمی کرد و به حریف چشم می دوخت...پپ گواردیولا که از تیم های پایه بارسلونا به تیم ملی المپیک اسپانیا رفته و با تجربه به این تیم آمده بود... و جوان سرکشی بنام خوزه لوییز انریکه...با هنر نمایی گویگوچه آی تکنیکی...

فینال ۹۲ بارسلونا در برابر سامپدوریا که با ویالی در اروپا ترک تازی می کرد ولی هم اینک در این فصل به دسته ۲ ایتالیا سقوط کرده... 

در آن فینال وقتی در وقت اضافه دوم خطایی به نفع بارسلونا پشت هیجده قدم سامپدوریا رخ داد همگان دیدند که ویالی که تازه تعویض شده بود و بر روی نیمکت قرار گرفته بود وقتی دید کومان پر ابهت پشت توپ ایستاد با دو دستش سر خود را گرفت و سر خود را بر روی زانوهای خود قرار داد تا این صحنه را نبیند... و ضربه ی محکم و استثنایی کومان به تور دروازه جیان لوکا پاگلیوکای بزرگ بوسه زد...

امشب طرفدار فوتبال زیبا و دلنشینم ...خدا کند حواشی فوتبال به سراغ این دوتیم و بازیکنانش نیاید و همه ی دنیا شهد شیرین فوتبال ناب را با درخشش مسی ،ژاوی ، رونی ، گیگز و باقی بازیکنان به رهبری سر آلکس فرگوسن و جوزپه گواردیولا سر بکشند ... در آن صورت برنده ی واقعی تماشاگران خواهند بود...حال هرکدام که می خواهند جام را بالای سر ببرند ...

آنچه شکوه تماشای فوتبال امشب را برایم دوچندان می کند یادآوری خاطرات سالهای نوجوانی است که برای این دوتیم ، عمری را سپری کرده ام ...

+ نوشته شده در  شنبه هفتم خرداد 1390ساعت   توسط دکترمحمد تقی صالح طبری  | 

با طلوع هر صبح فکر کن تازه به دنیا آمدی ... و

مهربان باش و دوست بدار ...

شاید فردایی نباشد ...

همه ساله در روزی به یاد مادر می افتیم و بخود می بالیم که با هدیه ای شان آنان را گرامی داشتیم اما  به یاد نمیاوریم در تمام طول سال شاید آنان را آزردیم ...

سال گذشته مطلبی در روز مادر نگاشتم در

http://www.salehtabari.blogfa.com/post-54.aspx

اما امسال نمیدانم چه بنویسم...به داستان کوتاهی بس جذاب بسنده می کنم و چند عکس از مادران عزیز و زحمتکش این سرزمین ...

 

ادامه مطلب را حتما ببینید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم خرداد 1390ساعت   توسط دکترمحمد تقی صالح طبری  | 

تسلیت به خسروی عزیز

امروز 8  اردیبهشت 90 یکی از بدترین روزهای عمر من محسوب میشود .... کمی از ظهر گذشته بود که از طریق یکی از همکاران خبر بسیار ناراحت کننده ای رو شنیدم که مرا برای دقایقی در شوک و بهت فرو برد... خبر این بود ...خانم دکتر مریم محمودی ، همسر مهندس خسرو برزگر ، دوست عزیز و بسیار بسیار دوست داشتنی من ، در یک تصادف جان به جان آفرین تسلیم کرد ...شوکه شدم ...کمتر ازیک ساعت بعد خودم را به بیمارستان شهر رساندم ... تعدادی از همکاران دور و اطراف بیمارستان بودند و با پرسش محل حضور خسرو را پیدا کردم ...سرش را که بلند کرد و مرا دید بناگاه از جای خود بلند شد و با فریادی جانسوز از من گله کرد که تا حالا کجا بودم؟ ...گریه امانم را بریده بود ...سرش را روی شانه ی من گذاشت و های های گریه او بود و هق هق گریه ی من ...این چه سرنوشتی بود برای این زوج جوان...زوجی که عاشقانه با هم ازدواج کردند و دست تقدیر آنها را در این نقطه ی دنیا با هم آشنا کرده بود ...هردو از دیاری دیگر برای انجام تعهدات فانونی خود به شهر ما آمده بودند و در اینجا با هم آشنا شده بودند و تازه یکسالی بیش نگذشته بود که زندگی عاشقانه ی خود را زیر یک سقف آغاز کرده بودند ...اواخر اسفند ماه گذشته بود که باهم تهران بودیم و ساعتی از شب را در هوای سرد تهران به پیاده روی رفتیم و بسیار خوش گذشت آن پیاده روی کوتاه در خیابان بهار تهران ...در آن شب برایم از اهدای یک دستگاه پژوی 206 صفر کیلومتر از جانب پدرش به همسرش گفت که نمی پسندید آن پدر دوست داشتنی خسرو که عروس نازنینش بر پراید بنشیند با آن خطرات جاده که هر روز از بهشهر به نکا و اداره پزشکی قانونی می رفت و باز می گشت ... و نمی دانستیم که کمتر از 2 ماه بعد همان مرکوب ،  او را به دیار آخرت خواهد برد ....امروز خسروی نازنین من  بسیار بسیار ناراحت  بود طوفانی از اشک و آه او را درنوردیده بود و پرواز مریم دوست داشتنی اش را باور نداشت و مطمئن بود که خوب خواهد شد و بازخواهد گشت ... راست می گفت و حق داشت ...همین چند ساعت قبل با او حرف زده بود و سفارش کرده بود مریم جان ! مراقب باش...توی جاده احتیاط کن و آهسته بران ... راست می گفت چراکه شب قبل با هم نزد پدر و مادر همسرش بودند و خوش و خرم خاطره می گفتند ... راست می گفت که همین ظهر روز قبلش نزد پدر و مادر خسرو بودند ... همه را یک به یک می گفت و به آغوشم می چسبید ... بارها در آغوش هم گریستیم و از روزی گفتیم که یواشکی بیخ گوش من  مژده ی پدر شدنش را در آینده ی نزدیک داده بود و وقتی با اعتراض من برای دلیل تغییر شغل و محل فعالیت همسرش مواجه شد راز آن را جنینی دانست که در وجود نازنین همسرش در حال رشد بود و نمی خواست مریم عزیزش با رنج و اندوه فعالیت در پزشکی قانونی فرزندش را بپرورد ....و چه تلخ و دردناک این ماجرا تمام شد ...

به همکار پیشکسوتی می گفت بی عروس شدی که مادرش می دانست آن همکار عزیز را ...

هنوز باور نمی کنم که خسروی عزیزم در فقدان همسرش داغدار شده باشد و طوفان بی رحم زندگی ، چراغ خانه اش را اینچنین بی فروغ کرده باشد و خانه اش را بی گل مریم و  گل زندگیش ، مریم نازنینش ، پرپر شده باشد ... خسرو عاشقانه دسته گلش را دوست داشت و همه ی عطر زندگیش را  از آن گل مریمش می دانست ...

اما این وسط یکی مرد و مردانه به همه می گفت که زندگی همین است و با صلابت به همه تسلیت می گفت و ازهمه تشکر می کرد و او ناباورانه ، پدر مریم بود و چقدر مرد و با عظمت بود این پیرمرد صبور و با استقامت ...

خسروی خوبم ...دوستت دارم و برایت صبر آرزو میکنم ...میدانم گفتن و نوشتن این جملات آسان است و تحمل این داغ جانسوز ناممکن ...اما تو همیشه به ما می گفتی همه چیز میشود اگر تلاش کنیم ...خسروجان ! تلاش کن تا صبر کنی و تحمل ... من هم برایت دعا می کنم ... از من حقیر کار دیگری ساخته نیست ....

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390ساعت   توسط دکترمحمد تقی صالح طبری  | 

دروبگردی کوتاه امروز به مطلبی برخوردم که ذکر آن را در اینجا خالی از لطف نمی بینم ..

 آرزوهای ویکتور هوگو

 
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کني
....
بقیه در ادامه مطلب...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390ساعت   توسط دکترمحمد تقی صالح طبری  | 

به لطف خدا فردا عازم سرزمین وحی خواهم بود ... عیدی بزرگی نصیبم شده ... امیدوارم با عیدی بزرگتر که همان آمرزش گناهانم است بازگردم ... انشاء ا...
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم فروردین 1390ساعت   توسط دکترمحمد تقی صالح طبری  | 

عتاب با دوستان کنند ، با بیگانه عتاب نکنند...

چنان که قالی را چوب زنند تا گرد از او جدا کنند

مولوی (فیه ما فیه )

خدایا بابت همه چیز در سال ۸۹ شکر...هزاران هزار بار شکر

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اسفند 1389ساعت   توسط دکترمحمد تقی صالح طبری  | 

از چهارشنبه سوری متنفرم...نمیدونم چرا ولی اسم چهارشنبه سوری همواره برایم موجی از ناراحتی و تنفر به ارمغان می آورد ... از اینکه عده ای آتشی می افروزند و از روی آن می پرند و ... بنظرم خیلی سبک مغزی است ...شاید هم به مقتضای شغلم از اینکه در چنین شبی بسیاری از جوانان ، نوجوانان و کودکان و حتی زنان آسیب می بینند از این شب بدم می آید ... در واقع از خود این شب که نه ... از رفتارهای نابهنجار عده ای که باعث آسیب به خودشان و دیگران می شوند ...

گرچه در دوران کودکی و نوجوانی هم از این شب چندان خوشم نمی آمد و پریدن از روی آتش را نه کاری هیجان آور می دانستم نه دارای فایده ...کاری بس بیهوده ...

آقای مسعود ده نمکی و مسئول روابط عمومی ایشان لطف بسیاری در حق بنده روا داشته اند و برایم بلیط اکران خصوصی اخراجی های ۳ را که فردا شب در سینما آفریقا تهران برای جمعی از وبلاگ نویسان اکران می شود را با پست به آدرس محل کارم ارسال کرده اند اما متاسفانه قادر نیستم در برنامه فرداشب شرکت کنم و از این بابت خیلی خیلی افسوس می خورم ...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389ساعت   توسط دکترمحمد تقی صالح طبری  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیستم اسفند 1389ساعت   توسط دکترمحمد تقی صالح طبری  | 

درباره فیلم تحسین شده جدایی نادر از سیمین فرزاد حسنی نویسنده و روزنامه نگار پرونده مفصلی تدارک دیده که ذکر آن را در اینجا خالی از لطف نمی بینم...

آن را در اینجا بخوانید

+ نوشته شده در  شنبه سی ام بهمن 1389ساعت   توسط دکترمحمد تقی صالح طبری  | 

همانطور که پیش بینی می شد و در پست قبلی همین وبلاگ به آن اشاره کرده بودم فیلم جدایی نادر از سیمین و جرم برگزیدگان برتر بخش مسابقه سینمای ایران شناخته شدند
  • بهترین فیلم: «جرم» مسعود کیمیایی
جایزه ویژه هیئت داوران: «آسمان محبوب» داریوش مهرجویی
دیگر نامزدها: «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی، «آلزایمر» احمدرضا معتمدی، «33 روز» جمال شورجه


  • بهترین کارگردانی: اصغر فرهادی «جدایی نادر از سیمین»
دیگر نامزدها: مسعود کیمیایی «جرم»، داریوش مهرجویی «آسمان محبوب»، احمدرضا معتمدی «آلزایمر»، محمد بزرگ‌نیا «راه آبی ابریشم»

  • بهترین فیلمنامه: اصغر فرهادی «جدایی نادر از سیمین»
دیگر نامزدها: داریوش مهرجویی و وحیده محمدی‌فر «آسمان محبوب»، احمدرضا معتمدی «آلزایمر»، مسعود کیمیایی «جرم»، نگار آذربایجانی و فرشته طائرپور «آینه‌های روبرو»، علی رفیعی «آقا یوسف»، علیرضا طالب‌زاده «ندارها».

  • بهترین بازیگر مرد: مهدی هاشمی «آقا یوسف»
دیگر نامزدها: پرویز پرستویی «سیزده 59»، فرخ نعمتی «برف روی شیروانی داغ»، علی مصفا «آسمان محبوب»، پولاد کیمیایی «جرم»، پژمان بازغی «ندارها»، حسین یاری «پاریس تا پاریس»

  • بهترین بازیگر زن: ویشکا آسایش «ورود آقایان ممنوع»
دیپلم افتخار: مهتاب کرامتی «آلزایمر»
دیگر نامزدها: لیلا حاتمی «جدایی نادر از سیمین»، لادن مستوفی «گلچهره»، غزل شاکری «آینه‌های روبرو»، هانیه توسلی «ندارها»، فاطمه معتمدآریا «‌‌اینجا بدون من»

  • بهترین بازیگر مکمل مرد: حامد بهداد «جرم»
دیپلم افتخار: شهاب حسینی «جدایی نادر از سیمین» و محسن تنابنده «ندارها»
دیگر نامزدها: بهروز بقایی «سیب و سلما»، حسین محب‌اهری «گلچهره»، کامران تفتی «مرگ کسب و کار من است»، شاهرخ فروتنیان «آقا یوسف»

  • بهترین بازیگر مکمل زن: مهناز افشار «سعادت آباد»
دیپلم افتخار: ساره بیات «جدایی نادر از سیمین»
دیگر نامزدها: ریما رامین‌فر «یه حبه قند»، شایسته ایرانی «آینه‌های روبرو»، آنا نعمتی «برف روی شیروانی داغ»، فریده سپاه منصور «آسمان محبوب»، سارینا فرهادی «جدایی نادر از سیمین»

  • بهترین فیلمبرداری: محمود کلاری «جدایی نادر از سیمین»
دیگر نامزدها: تورج منصوری «جرم»، فرخ مجیدی «آسمان محبوب»، بهرام بدخشانی «راه آبی ابریشم»، مسعود سلامی «سیزده 59»

  • بهترین تدوین: واروژ کریم مسیحی «ندارها»
دیگر نامزدها: هایده صفی‌یاری «جدایی نادر از سیمین»، مصطفی خرقه‌پوش «جرم»، حسن حسندوست «آسمان محبوب»، حسین غضنفری «برف روی شیروانی داغ»، نازنین مفخم «گلچهره»، حسن ایوبی «33 روز»

  • بهترین موسیقی: کارن همایونفر «جرم»
دیگر نامزدها: بهزاد عبدی «فرزند صبح»، علیرضا کهن‌دیری «سیزده 59»، حیدر ساجدی «ورود آقایان ممنوع»، محمدرضا درویشی «باد و مه»

  • بهترین طراحی صحنه و لباس: ایرج رامین‌فر «جرم»
دیگر نامزدها: پروین صفری «راه آبی ابریشم»، سارا سمیعی «گزارش یک جشن»، بابک پناهی «33 روز»، محسن شاه‌ابراهیمی «یه حبه قند»

  • بهترین چهره‌پردازی: سعید ملکان «فرزند صبح»
دیگر نامزدها: محمدرضا قومی «جرم»، سعید ملکان «آلزایمر»، مهرداد میرکیانی «جدایی نادر از سیمین»، عبدالله اسکندری «یه حبه قند»

  • بهترین صدابرداری: محمود سماک‌باشی «جدایی نادر از سیمین»
دیگر نامزدها: اسحاق خانزادی «جرم»،‌ آرش برومند «گزارش یک جشن»، بهمن اردلان «یه حبه قند»، طاهر پیشوا «ندارها»

  • بهترین صداگذاری: اسحاق خانزادی و علی ابوالصدق «جرم»
دیگر نامزدها: محمدرضا دلپاک «باد و مه»، محمدرضا دلپاک «جدایی نادر از سیمین»، حسین مهدوی «33 روز»، محمدرضا دلپاک «آسمان محبوب»

  • بهترین جلوه‌های ویژه رایانه‌ای: امیررضا معتمدی «راه آبی ابریشم»
دیگر نامزدها: امیر سحرخیز، فرخ مجیدی و هادی اسلامی «آسمان محبوب»، امیررضا معتمدی «33 روز»، هدیش بیگدلی شاملو «خیابان‌های آرام»، شهروز وظیفه‌شناس «‌سیزده 59»

  • بهترین جلوه‌های ویژه میدانی: محسن روزبهانی «33 روز»
دیگر نامزدها: نجف فتاحی «راه آبی ابریشم»، جواد شریفی‌راد، «سیزده 59»، عباس شوقی «خیابان‌های آرام»، داود یوسفیان «پایان‌نامه»

  • بهترین فیلم از نگاه تماشاگران: «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی


* برگزیدگان بخش مسابقه فیلم‌های اول

بهترین فیلم: سفر سرخ» حمید فرخ‌نژاد
دیگر نامزدها: «آینه‌های روبرو» فرشته طائرپور، «قلب سیمرغ»

بهترین کارگردان:
دیپلم افتخار: حمید فرخ‌نژاد «سفر سرخ» و امیر ثفقی «مرگ کسب و کار من است»
دیگر نامزدها: فردین صاحب زمانی «چیزهایی هست که نمی‌دانی»

بهترین فیلمنامه:
دیپلم افتخار: نگار آذربایجانی و فرشته طائرپور «آینه‌های روبرو»
دیگر نامزدها: حمید فرخ‌نژاد «سفر سرخ»

بهترین بازیگر مرد:
دیپلم افتخار: پژمان بازغی «مرگ کسب و کار من است»
جایزه ویژه: صادق صفایی «سفر سرخ»
دیگر نامزدها: علی مصفا «چیزهایی هست که نمی‌دانی»، امیر آقایی «مرگ کسب و کار من است»، حبیب دهقان نسب «سفر سرخ»

بهترین بازیگر زن:
دیپلم افتخار: غزل شاکری «آینه‌های روبرو»
دیگر نامزدها: لیلا حاتمی «چیزهایی هست که نمی‌دانی»، ماه‌چهره خلیلی «پرنده‌باز»، آیلین حسینیان «بی‌انتها»

بهترین دستاورد فنی و هنری:
دیپلم افتخار: وحید نصیریان «قلب سیمرغ»

* برگزیدگان بخش مسابقه ویدئوسینما

بهترین فیلم: مهدی کبیری، صدا و سیما مرکز بوشهر برای فیلم «همسنگار»
دیگر نامزدها: مجید اسماعیلی، مجتبی امینی برای فیلم «آفریقا»، مرکز سیما فیلم، کیانوش عیاری برای فیلم «قصه داود و قمری»

دیپلم افتخار به کودک خردسال هلیا خالقی برای ایفای نقش در فیلم «ماجون»

بهترین کارگردان: هومن سیدی برای فیلم «آفریقا»
دیپلم افتخار: آیدا پناهنده برای فیلم «قصه داود و قمری»
دیگر نامزدها: احسان عبدی‌پور برای فیلم «همسنگار»

بهترین فیلمنامه:
دیپلم افتخار: احمد حامد برای فیلم «فقط بیست»
دیگر نامزدها: پوریا آذربایجانی برای فیلم «عاشقانه‌ای برای سرباز وظیفه رحمت»، آیدا پناهنده و ارسلان امیری برای فیلم «قصه داودو قمری»

بهترین بازیگر نقش اول زن:
دیپلم افتخار: آزاده صمدی برای فیلم «آفریقا»
دیگر نامزدها: هلیا خالقی برای فیلم «ماجون»، حدیث میرامینی برای فیلم «قصه داود و قمری»

بهترین بازیگر نقش اول مرد:
دیپلم افتخار: حمید باغکی برای فیلم «همسنگار»
دیگر نامزدها: احمد مهران‌فر برای فیلم «عاشقانه‌ای برای سرباز وظیفه رحمت»، هومن سیدی برای فیلم «قصه داود وقمری»

بهترین دستاورد فنی و هنری:
دیپلم افتخار: اشکان اشکانی، «سربازان اعدام» (تصویربرداری) و حمید سلیمانی، «اشلو» (جلوه‌های ویژه)
دیگر نامزدها: «همسنگار» (تصویربرداری)، «همسنگار» (طراحی صحنه)، «ماجون» (تصویربرداری)، «همسنگار» (تدوین)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
  • + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم بهمن 1389ساعت   توسط دکترمحمد تقی صالح طبری  | 

    این روزها علاقمندان سینما روزهای خوبی را پشت سر می گذارند و سرشان حسابی شلوغ است ... همه ساله جشنواره فیلم فجر فرصت مغتنمی است تا سینمای ایران را تمام قد دید و ارزیابی کرد...متن زیر نوشته ی محمد رضا شریفی نیا مرد همه کاره ی سینمای ایران است در ستایش فیلم جدایی نادر از سیمین ساخته ی اصغر فرهادی که چند سال قبل با ساخت فیلم درباره ی الی ... جوایز جشنواره را درو کرده بود و امسال نیز پیش بینی می شود که از شانس های اصلی جایزه بهترین کارگردانی باشد...

    محمدرضا شریفی نیا پس از تماشای جدایی نادر از سیمین ساخته اصغر فرهادی یادداشتی پر احساس در ستایش از فیلم و سازندگانش نوشت. متن این یادداشت را در ذیل می خوانید:

    «هوا گرفته بود؛
    باران ميباريد.
    کودکي آهسته گفت:
    خدايا گريه نکن، درست ميشه!»

    *
    چقدر اصغر فرهادي بودن خوب است.
    چقدر نگاه معصومانه سارينا دختر اصغر فرهادي خوب است.
    چقدر صلابت گفتارش خوب است.
    چقدر رابطه دختر و پدر خوب است.
    چقدر اصغر فرهادي خوب مينويسد.
    چقدر زندگي را خوب ميشناسد.
    و چقدر ارتباط آدمها را خوب مي‌فهمد.
    *
    چقدر ليلا حاتمي را دوست دارم.
    چقدر نگاهش خوب است.
    چقدر اضطراب درونش خوب است.
    و چقدر من نگاه مضطربش را دوست دارم.
    *
    چقدر شهاب حسيني خوب است.
    چقدر غيرت خوبي دارد.
    چقدر تعصب خوبي دارد.
    و چقدر کلافگي و مستاصل بودن را خوب بازي ميکند.
    *
    چقدر پيمان معادي خوب است.
    چقدر مرز راست و دروغ را خوب بازي مي‌کند.
    چقدر پايبند است.
    و چقدر از کيان خانوادهاش درست محافظت مي‌کند.
    و چقدر عاشق است.
    عاشق پدر
    عاشق زن
    و دخترش.
    و چقدر زنش را دوست دارد.
    *
    چقدر بابک کريمي قاضي پرونده خوب است.
    چقدر مرز حق و باطل را درست مي‌بيند.
    چقدر در مقابل همه بيقانوني‌ها قانومند عمل مي‌کند.
    چقدر با خونسردي تمام، همه چيز را رتق و فتق مي‌کند.
    و من چقدر نگاه نکردن‌هايش را دوست دارم.
    *
    چقدر مريلا زارعي خوب است.
    چقدر دلش مي‌خواهد معلم باقي بماند.
    و چقدر دلش مي‌خواهد که خودش را حفظ کند.
    *
    چقدر ساره بيات خوب است.
    چقدر به آرمانش تکيه دارد.
    و چقدر فقرش را باشکوه به نمايش مي‌گذارد.
    و من چقدر دلم مي‌خواهد که سيمرغ بهترين بازيگري را به او اهدا کنم.
    *
    و بالاخره چقدر اصغر فرهادي بودن خوب است.
    و چقدر اصغر فرهادي همه چيز را درست روايت مي‌کند.
    دين را، مذهب را
    و انسان بودن را.
    و من چقدر دلم مي‌خواهد که در کمال احترام؛
    دست اصغر فرهادي را ببوسم و ده سیمرغ جشنواره را بالای سرش به پرواز درآورم.

    محمدرضا شريفي نيا
    21 بهمن 89


     

    + نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389ساعت   توسط دکترمحمد تقی صالح طبری  | 

    فردا روز بزرگی است ...

    سالها قبل مجاهدت مردی الهی با پشتیبانی امدادهای حضرت باریتعالی و شجاعت مردمی باعظمت ، در این روز به بار نشست و طومار ظلم و فساد برچیده و نظام شکوهمند جمهوری اسلامی ایران در کشور عزیزمان مستقر شد و در تمام این سالها این شجاعت مردم و حضور مردی الهی بعنوان قافله سالار کاروان عزت خواهی و ظلم ستیزی در تمام عالم تا به امروز تداوم داشته و به لطف خدا تا ظهور منجی عالم بشریت حضرت ولی عصر (عج) تداوم خواهد یافت انشاء الله ...

    فردا برای تجدید بیعت با آرمانهای امام بزرگوار (ره) و رهبر فرزانه انقلاب همگی در راهپیمایی عظیم ملت در ۲۲ بهمن ۸۹ در سراسر میهن عزیزمان حضور خواهیم یافت ...

    + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389ساعت   توسط دکترمحمد تقی صالح طبری  |